برو قوی شو اگر عزم زندگی داری
که در نظام طبیعت ضعیف پا مال است
عنکبوت از توران شهریاری
عنکبوتی سخت گرم کار بود
بهر کارش تا سحر بیدار بود
بند ها و رشته ها از هر کنار
گشته اویزان مهیای شکار
صیدهای خرد در دام امدند
چونکه نادانسته و خام امدند
گفت با خود عنکبوت تار ساز
تیرم اخر بر هد ف شد کار ساز
پشه در تارم اسیری بیش نیست
بهر او جز نیستی در پیش نیست
کی تواند بگسلاند بند و دام
لا جرم در بند میماند مدام
همچنان در این خیال و گفتگو
دید زنبوری بیامد سوی او
نا گهان زنبور در بند اوفتاد
بند بر پای توانمند اوفتاد
با تکانی رشته هارا پاره کرد
عنکبوت پیر را اواره کرد
بگسلد هر رشته ای را زورمند
میرهد با قدرتش از دام و بند
بینوای نا توان گردد شکار
این بود ائین و رسم روزگار
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment